صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

14

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

بخش و هر بخش را به فصلهائى تقسيم كرده‌ام كه هم بخش‌ها و هم فصول آنها در يك ترتب منطقى قرار دارند و در اين ترتب منطقى است كه خواننده به مسائل مختلف قرآنى كه هيچ عرب و هيچ مسلمانى نبايد نسبت به آنها جاهل باشد دسترسى پيدا مىكند . بخش اول كه شامل سه فصل است اختصاص به مسأله « قرآن و وحى » دارد . در اين بخش به تفسير « پديده وحى » پرداخته‌ام زيرا اين بحث براى مطالعه مسائل مربوط به قرآن يك مقدمه طبيعى مىباشد . همچنين در اين بخش به بررسى نزول تدريجى قرآن و اسرار آن پرداخته‌ام و در همه اين بحثها علاقه شديد به اين مسأله داشته‌ام كه مسائل زير بنائى و روبنائى از يكديگر تفكيك شوند و در يك ترتيب صحيح با يكديگر قرار بگيرند . در بخش دوم به بررسى تاريخ قرآن پرداخته‌ام . در فصول سه‌گانه اين بخش مسأله جمع‌آورى و نگارش قرآن مورد بررسى قرار گرفته و در اين رابطه بسيارى از شبهه‌هاى خاورشناسان و ناآگاهان را پاسخ گفته‌ام . همچنين مسأله « احرف سبعه » را با استناد به صحيحترين مدارك تاريخى مورد بررسى قرار داده‌ام و گمان من اينست كه در بحثهاى مربوط به « احرف سبعه » مطالب اسلامى مهمى را مطرح كرده‌ام كه شايسته است دانشمندان اسلامى آن را مورد توجه قرار داده روا و نارواى آن را بيازمايند و اين اميد را دارم كه جز روا در آن نباشد . در يكى از فصلهاى اين بخش هنگامى كه به تحولات مربوط به مصاحف عثمانى مانند انواع تجويد و تحسين پرداخته‌ام پاره‌اى تحقيقات تازه را كه در چگونگى بوجود آمدن رسم الخط قرآن و تطورات آن بدان رسيده‌ام به اين فصل اضافه نموده‌ام و چه بسا اين اضافات براى كسانى كه به بررسى تطورات خط عربى مشغولند و براى اصلاح آن كار ميكنند مفيد واقع شود . بخش اول و دوم اين كتاب با اينكه نسبت به چاپ اول اضافاتى دارد در مقايسه با بخش سوم خيلى مفصل نيست . بخش سوم كه اختصاص به « علوم قرآنى » دارد و شامل هشت فصل است بيش از نصف كتاب را اشغال نموده و ميبايست چنين باشد زيرا اين كتاب دربارهء « پژوهشهائى پيرامون علوم قرآنى » تأليف شده و طبعا بايد در فصول آن ، همه علومى كه شناخت آنها مقدمه مستقيم براى فهم قرآن است با روش و محتواى غنى و تازه‌اى مورد بحث قرار گيرد . هر كس چاپ اول اين كتاب را خوانده باشد به ارزش تحقيقات پر قيمت و اضافات مفيد و با اهميت كه در اين چاپ به بخش سوم آن اضافه شده واقف مىشود . مهمترين اين اضافات بحثى است كه دربارهء « ناسخ و منسوخ » آورده‌ام و كوشش نموده‌ام اين مطلب پيچيده را از هم باز كنم و اين كارى است كه در چاپ اول كتاب به آن نپرداخته بودم . من دانشمندان جهان اسلام را در هر نقطه كه هستند دعوت مىكنم بخصوص اين بحث ناسخ و منسوخ را بخوانند چون از طرفى اين